سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

99

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

ترجمه و شرح : اعراب و بناء در افعال مصنّف گويد : فعل امر و ماضى هردو مبنىّ هستند . شارح گويد : اوّلى كه فعل امر باشد از دو حال خارج نيست : الف : آنكه صحيح الآخر بوده يعنى آخرش حرف علّه نباشد مانند : ضرب ، يضرب كه امرش اضرب است ، در اين صورت مبنى برسكون مىباشد . ب : آنكه آخرش حرف علّه باشد مانند : رمى ، يرمى كه امرش ارم بحذف ياء از آخرش مىباشد و بناء آن برهمين حذف است . و دوّمى كه فعل ماضى است به دو شرط مبنى برفتح مىباشد : اوّل : به آن واو جمع متّصل نباشد مانند : ضربوا چه آنكه در اين صورت مبنى برضمّ است زيرا بمناسبت « واو » حرف آخر كه « باء » باشد بايد مضموم گردد . دوّم : به آن ضمير مرفوع متحرّك متّصل نباشد مانند ضربت يا ضربت چه آنكه در اينفرض مبنى برسكون است . و فعل ماضى كه واجد اين دو شرط بوده و مبنى برفتح است همچون : ضرب . سپس مصنّف گويد : ادباء فعل مضارع را به شرط عارى بودنش از آنچه بعد ذكر مىشود معرب دانسته‌اند . شارح گويد : اعراب دادن بفعل مضارع بر خلاف اصل است زيرا معانى مقتضى اعراب هستند كه هرگز در افعال يافت نمىشود لذا بناء در افعال بخاطر نبودن مقتضى در آنها است نه اينكه مانعى داشته باشند از اينرو اصل در افعال اينستكه مبنى باشند فلذا ماضى و امر برطبق اصل مبنى بوده ولى فعل مضارع بر خلاف